شنبهشب ۲۱ شهریورماه و در جریان برگزاری مراسم اختتامیه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، جایزهای اعطا شد که در کشورمان سروصدای زیادی به راه انداخت و واکنشها به آن همچنان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دیده میشود.
روزنامه خراسان نوشت: در بخش افقهای این رویداد، جایزه بهترین بازیگر زن به لاله مرزبان بازیگر ایرانی فیلم «مراقب» رسید؛ فیلمی به کارگردانی محسن قرایی که در روزهای برگزاری این دوره از جشنواره نیز جنجال به راه انداخت و پس از بازتاب گسترده در رسانههای فارسیزبان، با دریافت جایزه به کار خود پایان داد. با این حال پرسش مهمی که کمتر به آن پرداخته شد، آن است که این فیلم و این جایزه دقیقاً در چه سطحی از اعتبار سینمایی قرار دارند؟
«افقها» بخش اصلی نیست
اولین نکته قابل توجه درباره این اتفاق، جایگاه فیلم سینمایی «مراقب» در جشنواره ونیز است. این فیلم برخلاف تصور رایج، در بخش اصلی این جشنواره حضور نداشت و بر سر شیر طلایی این رویداد رقابت نمیکرد، بلکه در بخش فرعی «افقها» (Horizons) به نمایش درآمد که نسبت به بخش اصلی (Main Competition) از درجه اهمیت بسیار پایینتری برخوردار است. این در حالی است که همان شب جایزه بهترین بازیگر زن بخش اصلی به ماتیلدا آرچل هنرپیشه دانمارکی اعطا شد و جایزه بهترین بازیگر مرد بخش اصلی برای فیلم «اسب وحشی ۹» ساخته مارتین مکدونا، به جان مالکوویچ ستاره مشهور سینمای آمریکا رسید. روشن است که جایزه لاله مرزبان با جایزه جان مالکوویچ از نظر اعتبار و وزن سینمایی قابل مقایسه نیست.
کاش مرزبان بودید
البته در کنار همه این موارد، یک پرسش دیگر هم وجود دارد که به شخص لاله مرزبان هنرپیشه ۳۳ ساله ایرانی برمیگردد.
او که در زمان بالا رفتن از سن، برای دریافت جایزه به «سختترین روزهای زندگی» اشاره کرد و از مشکلات زنان ایرانی برای آزادی گفت، طی یکی دو روز اخیر بسیار مورد انتقاد قرار گرفته که چرا وقتی قرار است از رنج، محدودیت و ایستادگی زنان ایرانی گفته شود، روایت همیشه باید از همان زاویهای باشد که برای جشنوارههای خارجی جذابتر است؟ آیا نمیشد در کنار روایت دختر جوانی که در «مراقب» میخواهد از خانه خارج شود، از دختران و پسران کودک میناب و خانوادههایی که در جنگ اخیر داغدار شدهاند نیز یاد میشد؟
مسئله این نیست که کدام روایت باید حذف شود؛ مسئله این است که تصویر زنان و رنج مردم ایران، وقتی قرار است در سطح جهانی دیده شود، نباید فقط از دریچهای روایت شود که با ذائقه و پیشفرضهای مخاطب جشنوارههای غربی سازگارتر است. کاش وقتی هنرمند ایرانی به رویداد فرهنگی خارجی میرود، به یاد داشته باشد که در کنار آزادی، از استقلال کشورش نیز بگوید و مرزبان کشورش هم باشد.

واکنشهای موافق و مخالف کاربران
کاربری با اشاره به جایگاه بخش «افقها» در جشنواره ونیز نوشت: «بالاخره یک نفر فهمید بخش افقها چیست! آدمها روی سر و کله هم میپرند بدون اینکه واقعاً اهمیت این جایزه را درک کنند. و سازندگان هم احتمالاً خوشحالند که جایزههای فرعی و بیاهمیت میگیرند و در ایران برنده بخش اصلی تصور میشوند.»
کاربر دیگری خطاب به لاله مرزبان نوشت: «خانم مرزبان، من به عنوان یک ایرانی از تو سپاسگزارم که اینقدر شجاعت داشتی تا صدای مردم باشی.»
کاربری با انتقاد از این بازیگر نوشت:«اینها نه لاله هستند و نه مرزبان و نه هنرپیشه، بلکه با دلار و شهرتطلبی کار میکنند و به خاطر دلار هر کاری میکنند و این حرفهایی هم که زده به درخواست همانهایی است که دلار به او دادهاند.»
کاربر دیگری نیز با اشاره به بخشهایی از گزارش درباره کودکان و خانوادههای داغدار میناب نوشت: «چرا از میناب و بچهها نگفتی. حتماً نمیخواستی جایزه را از دست بدهی.»
کاربری در پاسخ به این نظر نوشت: «بدبختی مردم در آزادی پوشش خانمها در شرایط جنگی و قربانی شدن هزاران نفر آدم است؟ البته واسه کسانی مثل تو که به بهانه آزادی و برهنگی و... پای اجنبی جماعت را به وطن و مام خودت باز کردی، درک این موضوع فراتر از عقل و درکت هست.»
مقایسه لاله مرزبان با مارلون براندو
یکی از کاربران با اشاره به نمونهای تاریخی از سینمای آمریکا، درباره نحوه استفاده از تریبون دریافت جایزه نوشت: «اگر کمی مطالعه کنیم و تاریخ بخوانیم، میبینیم که دنیا به این سادگی نیست و نباید با یک نگاه سطحی، اتفاقات جهان را تحلیل کنیم. سال ۱۹۷۳، مارلون براندو اسطوره سینمای جهان، برای بازی در «پدرخوانده» اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت، اما خودش نرفت روی صحنه؛ بهجایش ساشین لیتلفدر، فعال حقوق بومیان آمریکا را فرستاد تا جایزه را از طرفش نپذیرد و درباره رفتار هالیوود با بومیان آمریکا و کشتار و سرکوب آنها حرف بزند.
براندو حاضر شد مهمترین جایزه دوران حرفهای خودش را به یک تریبون اعتراضی تبدیل کند. حالا بیش از پنجاه سال بعد، لاله مرزبان وقتی جایزه بهترین بازیگر زن بخش فرعی ونیز را گرفت، رفت روی صحنه و نه تنها در مورد جنگ، تحریم، میناب، دنا، لامرد، حمله به زیرساختها و کشتههای جنگ صحبت نکرد، بلکه کاملاً برعکس حرفهایی را زد که پاس گل به دشمن بود. امثال او و سلبریتیهای دیگری که با پول این مملکت و در این کشور رشد کردن، متأسفانه دانسته و برخی ندانسته مشغول ایفای نقش در یک پروژه بزرگتر و هماهنگشده برای توجیه حمله به ایران هستند و شاید زمینهساز حملات بعدی. برخورد قضایی شود.»